شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۳
 

به طرز عجيبناکی دلم واسه چشام تنگ شده بود...تو آينهء ماشين نگاشون ميکنم...انگار نميشناسمشون!! هيچوقت اينطوری باهام غريبه نبودن...من چمه؟!... من شديداً نياز دارم يکی بغلم کنه!!



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]