جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۳
سر نترس

اجازه ای در کار نبود.شايد از بس را به را هر کی بهم گفته:خوشم مياد آخر سر همونکاری رو می کنی که ميخوای ٬ جری تر شدم!

بعد که ديد مرغم همچنان يه پا داره بهش گفت: نخير ، اين چی چی تر از اين حرفاس، مث تو نيست٬نصفش زير ِزمينه..

حرفای تکراری
قارقار...!



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]