دوشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٢
پيتزا مخلوط

*کتاب بلنديهای بادگير نوشتهء اميلی برونته رو به پيشنهاد گربه نرِ خوندم-کتابشم پس دادم-

*شايد زيادی خودمو درگير يه سری مسائل کردم من مطمئنم آخرسر يه شب تو خواب سکته مغزی ميکنم-مرگ راحتيه نه؟-

*مرحله اول:برو اعتقادت رو محکم کن!
اما من تو همين جاش هنوز موندم..فکر می کنی اگه نخوام به اين بحث ادامه بدم يعنی کم اوردم؟!

*خودتو واسه يه امتحان آماده بنما!.
اميدوارم اونقدا عوض نشده باشی

*وقتی شازده کوچولو چيزی می پرسيد تا جوابش رو نمی شنيد دست بر دارنبود(نميخوام خودمو باهاش مقايسه کنما اما منم!) گفتم:خار هيچ فايده ای نداره فقط نشونهء موذيگری گل ِ!



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]