شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٢
توضيح اضافه

ورجه وورجه کردنای ذهنم خيلی زياد شده شايد لازم باشه واسشون يه پرستار بگيرم!

قفسی بايد ساخت
 هر چه در دنيا گنجشک و قناری هست
با پرستو ها
 و کبوتر ها
  همه را بايد يک جا به قفس انداخت
روزگاری ست که پرواز کبوترها در فضا ممنوع است
که چرا به حريم حرم جت ها خصمانه تجاوز شده است

ميخوام واسه تو دوره کنم.چون بهت گفتم دست بر نميدارم!نگفتم؟!با خوبی و خوشی(حتی به ظاهر)و مصلحت آميز از هم خداحافظی کرديم بعدش تو حرف زدی منم اين حق رو داشتم! نداشتم؟!پس منم گفتم. خواستی باهام حرف بزنی پامو تو يه کفش کردم که نع ! شايدم به قول تو حرف حرف خودمه .من خواستم... (تکرار ميشه )که تو ترجيح دادی.اينطوری واسه هميشه يه سوءتفاهم باقی ميمونه که شايد واست مهم نباشه (حداقل ديگه)
اما من چی؟!



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]