پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۸٢
دردودل

  در شب کوچک من دلهره ی ويرانيست 

 هميشه ,همه جا يه دلشوره يه دلهره يا شايدم يه ترس همرامه!!از چی ؟! از کی يا اصلا برای چيشو نميدونم..واسه همين تو کارام (کارايی که مثلا جديد ميخوام شروع کنم)...پيشنهادايی که بهم ميشه! شک دارم که نکنه پشيمون شم..

يکيش مثله همين وبلاگ درست کردن...هنوز نميدونم ميخوام ادامش بدم يا شروع نکرده درشو تخته کنم...اين کار شجاعت ميخواد...که...من داشته بيدم...اما اعتماد بنفسم ميخواد که تا دلتون بخواد ندارم...



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]