چهارشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٢
I'm not Ok

دوست داشتم از نفرتم نسبت به خودت خبر داشتی يعنی خبر داريا اما خب...!هميشه حواسم بوده مثل تو يه آدم کينه ای نباشم فکر ميکنم موفق هم بودم ولی الان سر تا پای وجودم شده کينه و نفرت از تو! کاش يکی ميتونست اينو باور کنه..کاش هيچ وقت کاشکی وجود نداشت که هی من کاشکی کنم

من عصبانيم...
نه! من غمگينم
من نياز به استراحت روحی روانی دارم
اگه به گوته باشه باید برم بمیرم

 



[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]